کلمه (قطمیر) عربی وترکی

سوره ۳۵: فاطر - جزء ۲۲

يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ ﴿۱۳﴾

شب را به روز درمى ‏آورد و روز را به شب درمى ‏آورد و آفتاب و ماه را تسخير كرده است [كه] هر يك تا هنگامى معين روانند اين است‏ خدا پروردگار شما فرمانروايى از آن اوست و كسانى را كه بجز او مى‏ خوانيد مالك پوست هسته خرمايى [هم] نيستند (۱۳)

این کلمه در قران یک بار آمده است

قطمیر در لغت ترکی به معنای بخیل بودن است یعنی کسی که توانایی دادن مال  یا منفعت به کسی  را دارا باشد اما از فرط حسودیت وحرص وطمع به کسی از انها را نبخشد

اما در لغت عربی پوست هسته خرمايى که مانند بلاستیک سفید است را می گویند

 نتیجه : شاید در معنا یکسان نباشد اما در کنایه برابرند

کسی از شخص قطمیر در معنای ترکی چیزی نمی تواند تملک کند در معنای عربی هم  حتی یک چیز نازک هسته خرما را نمی تواند صاحب شود

البته این مورد دردست بررسی می باشد ویقنیا چنین ربطی ممکن است  قطعی نباشد

اما آنچه یقینست وجود اشتراک لفظی واستعمال ان در عربی وترکیست اما اشتراک معموی قابل تامل است


بررسی ها وربط ها

سوره 17, آیه 100  جزء ۱۵

قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفَاقِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ قَتُورًا

بگو اگر شما مالك گنجينه ‏هاى رحمت پروردگارم بوديد باز هم از بيم خرج كردن قطعا امساك مى ‏ورزيديد و انسان همواره بخيل است (۱۰۰)

کلمه تملکون شبیه کلمه یملکون  در آیه قطمیر می باشد واین احتمال را می دهد که چون کلمات خداوند در قران بی ربط نیست وتماما براساس حکمت میباشد شاید کلمه قتور وقطمیر  باهم مترادف باشند

کلمه (مترف) هم عربی وهم ترکی در قران

إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَبْل‌َ ذَلِك‌َ مُتْرَفِين‌َ (واقعه: 45)

آنها پيش از اين (در عالم دنيا) مست و مغرور نعمت بودند، (45)

این کلمه 8 بار در قران آمده است که درزبان ترکی هم استفاده میشود که به معنای خوشگذران هست که تقریبا با معنای عربی آن نیز یکی می باشد